چرا عیسی مسیح را دنبال کنید؟

او فیضی از خداست
گفت [فرمان] چنين است پروردگار تو گفته كه آن بر من آسان است و تا او را نشانه‏ اى براى مردم و رحمتى از جانب خويش قرار دهيم و [اين] دستورى قطعى بود (مریم ۱۹: ۲۱)
او مبارک است
و هر جا كه باشم مرا با بركت‏ ساخته و تا زنده‏ ام به نماز و زكات سفارش كرده است (مریم ۱۹: ۳۱)

عیسی مسیح هر کجا که باشد مبارک است: او از بدو تولد خبر خوش را با خود حمل کرده است و «هر جا كه باشم مرا با بركت‏ ساخته» (مریم ۳۱). او در هر لحظه و هر موقعیت از زندگی اش در هر کجا که مانده؛ مبارک بوده. خداوند به هیچ یک از پیامبرانش چنین برکتی عطا نکرد.

به همین سبب باید عیسی مسیح را پیروی کنید، زیرا او شما را به فراوانی برکت خواهد داد، زیرا او هر کجا که باشد مبارک است.

او از مقربان الله است
هنگامى كه فرشتگان گفتند اى مريم خداوند تو را به كلمه‏ اى از جانب خودكه نامش مسيح عيسى‏ بن ‏مريم است مژده مى‏ دهد در حالى كه در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان است. one of the nearest(آل عمران ۳: ۴۵)
شفادهنده عظیم، افشاگر اسرار
«پيامبرى به سوى بنى اسرائيل: من از جانب پروردگارتان برايتان معجزه ‏اى آورده‏ ام من از گل براى شما به شكل پرنده مى‏ سازم آنگاه در آن مى‏ دمم پس به اذن خدا پرنده‏ اى مى شود و به اذن خدا نابيناى مادرزاد و جذامی را بهبود مى ‏بخشم و مردگان را زنده مى‏ گردانم و شما را از آنچه مى ‏خوريد و در خانه هايتان ذخيره مى ‏كنيد خبر مى‏ دهم مسلما در اين براى شما اگر مؤمن باشيد عبرت است.» (آل عمران ۳: ۴۹)
حمایت شده توسط روح القدس
«...عيسى پسر مريم را معجزه ‏هاى آشكار بخشيديم و او را با روح القدس تاييد كرديم...» (بقره ۲: ۸۷)
«برخي از آن پیامبران: را بر برخي ديگر برترى بخشيديم از آنان كسى بود كه خدا با او سخن گفت و درجات بعضى از آنان را بالا برد و به عيسى پسر مريم دلايل آشكار دادیم و او را به وسيله روح القدس تاييد كرديم...» (بقره ۲: ۲۵۳)

پیروزی بر شیطان

میراث شخصیت عیسی
شخصیت عیسی مسیح چه بود، اگر عیسی نماینده بی عیب خداست، شخصیت او چه چیزی را در مورد خدا به ما می گوید؟

عیسی مسیح مهربان، فروتن و بخشنده بود. او از بودن با افراد فرومایه، گناهکار و حتی کسانی که او را آزار می دادند شرمسار نبود و خجالت نمی کشید. برای کسانی که او را به قتل رساندند دعا کرد. به طور خلاصه، چیزی نمی توانست عشق او به ما را از او جدا سازد. او با ترد شدگان کسانی که «نجس» قلمداد می شدند دوست می شد.

دلیل آمدن عیسی به زمین چه بود؟
یکی از اصلی ترین دلایل آمدن عیسی نشان دادن شخصیت و صورت واقعی خدا به ما بود. آمد تا عشق و قدرت خدا را دوباره به ما معرفی کند زیرا گناه برای سالها ارتباط خدا با ما را تار کرده بود. انجیل توضیح می دهد که زندگی عیسی مسیح بر روی زمین نمایانگر کاملی از شخصیت الله بود. دوم قرنتیان ۴: ۶.

علاوه بر این، می گوید که اگر می خواهید الله را بشناسید زندگی عیسی مسیح را مطالعه کنید.

عیسی چگونه شیطان را شکست داد؟
عیسی تا زمانی که کاری را که برای انجام آن آمده بود تمام نکرد زندگیش را تسلیم نکرد و با آخرین نفسش گفت: «تمام شد» یوحنا ۱۹: ۳۰.

در آن لحظه شیطان شکست خورد و فهمید که سلطنتی را که می خواست از خدا بگیرد از دست داد. هر چقدر که او را وسوسه کرد نتوانست عیسی را شکست دهد.

آیا بعد از مرگ عیسی، هنوز باید قربانی بدهیم؟
زمانی که عیسی بر صلیب مرد، دیگر احتیاجی به رعایت کردن قوانین سنت یهودیان برای قربانی نبود. بعد از مرگ عیسی مسیح دیگر قربانی حیوانات بی معنی و بی ارزش است. هدف از قربانی, کشاندن انسان به سوی خدا بود. هنگامی که عیسی برای جهانیان مرد، دیگر نیازی به اشاره به آمدنش در آینده نبود.

در تورات ، به طور خاص در کتاب های خروج ، لاویان ، اعداد و تثنیه ، درخواست خداوند برای قربانی را پیدا خواهید کرد. در قبل از زمان مسیح ، خداوند به مردم اسرائیل دستور داد که برای شفاعت یا کفاره ، حیوانات قربانی کنند. این بدان معناست که مرگ حیوان مزد گناه ما را می پردازد و به جای ما میمیرد. رومیان ۶: ۲۳.

خداوند از ما مقدس بودن را می خواهد و احکامش نیز خواهان تقدس است. نه بخاطر اینکه ما را مجبور می سازد بلکه به این خاطر که او برتر است. بالاخره او خالق ماست. اول پطرس ۱: ۱۵-۱۶ را مطالعه کنید.

این جایی است که عیسی وارد صحنه می شود. عبرانیان ۹: ۱۲-۱۵ به ما می گوید: «و به خون بزها و گوساله‌ها داخل نشد، بلکه یک بار برای همیشه به خون خود به قُدس‌الاقداس داخل شد و رهایی‏ ابدی را حاصل کرد. زیرا اگر خون بزها و گاوها و پاشیدن خاکسترِ گوساله بر آنان که به لحاظ آیینی ناپاکند، ایشان را تقدیس می‌کند تا به ظاهر پاک باشند، چقدر بیشتر، خون مسیح که به واسطۀ آن روح جاودانی، خویشتن را بی‌عیب به خدا تقدیم کرد، وجدان ما را از اعمال منتهی به مرگ پاک خواهد ساخت تا بتوانیم خدای زنده را خدمت کنیم! از همین رو، مسیح واسطۀ عهدی است جدید، تا فراخواندگان بتوانند میراث جاودانی موعود را دریافت کنند. زیرا اکنون مرگی رخ داده که آنان را از گناهانی که در متن عهد نخست واقع شد، رهایی می‌بخشد»

همچنین در رومیان ۸: ۳-۴ می خوانیم: «چون آنچه شریعت قادر به انجامش نبود، از آن رو که به سبب انسان نفسانیْ ناتوان بود، خدا به انجام رسانید. او پسر خود را به شباهت انسان گناهکار فرستاد تا ’قربانی گناه‘ باشد، و بدین‌سان در پیکری بشری، حکم محکومیتِ گناه را اجرا کرد تا آنچه شریعت مطالبه می‌کند، در ما تحقق یابد، در ما که نه بر طبق نَفْس بلکه بر طبق روح رفتار می‌کنیم.»

بدون مرگ عیسی مسیح، احکام الله هنوز باید اجرا میشد...توسط ما!

کدام یک از شاگردان عیسی به او پشت کرد؟
یهودا شاگردی بود که به عیسی پشت کرد. یهودا با عیسی قدم زد، شاهد معجزات و شگفتی های او بود. متاسفانه وسوسه پول از ایمان او قویتر بود. متی ۲۶: ۱۴-۱۵؛ «آنان مرده‌اند و دیگر زنده نخواهند شد، ارواحند و دیگر بر نخواهند خاست. آنان را جزا داده و نابود کرده‌ای، و یادشان را از خاطرها زدوده‌ای. خداوندا، تو قوم را افزوده‌‌ای؛ آری، تو قوم را افزوده‌ای و جلال یافته‌ای؛ تو حدود زمین را گسترده‌‌ای.»

این نیز پیشگویی از تورات است:

زیرا دشمنِ من نیست که بر من طعنه می‌زند، وگرنه تاب می‌آوردم؛ و بدخواه من نیست که در برابرم قد برمی‌افرازد، وگرنه از او پنهان می‌شدم. بلکه تویی! مرد همتای من، یار خالص و دوست نزدیکم، که روزگاری با هم رفاقتی شیرین داشتیم، آنگاه که با انبوه جمعیت در خانۀ خدا گام می‌زدیم. (مزامیر ۵۵: ۱۲-۱۴)

هشدار قبل صلیب
کاری که عیسی برای انجام دادنش به زمین آمد خاتمه دادن بود. قبل از اینکه به زمین بیاید او آغاز و پایان زندگیش بر زمین را می دانست. هنگامی که عیسی با شاگردانش بر سر سفره شام آخر بودند، عیسی از سفرش به اورشلیم و از درد و آزاری که از جانب رهبران و کاهن اعظم قرار بود متحمل شود و مرگش برای آنها گفت. می دانست که باید آنچه را که نوشته شده است به انجام برساند.

با توجه به تورات در کتاب اشعیا ۵۳: ۷ «آزار و ستم دید، اما دهان نگشود؛ همچون بره‌ای که برای ذبح می‌برند، و چون گوسفندی که نزد پشم‌برنده‌اش خاموش است، همچنان دهان نگشود.»

این پیشگویی در مورد عیسی مسیح است. به مسیح اشاره دارد. و همانطور که پیشگویی می گوید دقیقا همان اتفاقی است که برای عیسی مسیح افتاد.

جدال بزرگ و نجات
تمام بشریت درگیر جدال بزرگ بین عیسی و شیطان بر سر شخصیت الله، احکام و حاکمیت او بر جهان است. این کشمکش در بهشت از زمانی سرچشمه می گیرد که موجودی، دارای آزادی انتخاب، خلق شد، سپس به دلیل بخود بالیدن تبدیل به شیطان شد، همچنین به عنوان ابلیس و دشمن خدا شناخته شد و بخشی از فرشتگان را به عصیان واداشت. هنگامی که آدم و حوا را به گناه سوق داد، روح عصیان را وارد این جهان کرد. این گناه انسانی منجر به تحریف چهره خدا در بشریت، بی نظمی در جهان خلق شده و ویرانی نهایی آن سیل در جهان شد، همانطور که گزارش تاریخی در کتاب پیدایش ۱ تا ۱۱ ارائه شده است. توسط کل آفرینش مشاهده شد، این جهان مکانی برای کشمکش همگانی شد، خارج از آنکه در نهایت حق به خدای محبت داده خواهد شد. برای کمک به مردمش در این جدال، عیسی روح القدس و فرشتگان وفادار را می فرستد تا آنها را هدایت و محافظت کنند، و آنها را در راه نجات تقویت کنند. (پیدایش ۳: ۶-۸، ایوب ۱: ۶-۱۲، اشعیا ۱۴: ۱۲-۱۴، حزقیال ۲۸: ۱۲-۱۸، رومیان ۱: ۱۹-۳۲، رومیان ۳:۴، رومیان ۵: ۱۲-۲۱، رومیان ۸: ۱۹-۲۲، اول قرنتیان ۴: ۹، عبرانیان ۱: ۱۴، اول پطرس ۵: ۸، دوم پطرس ۳: ۶، مکاشفه ۱۲: ۴-۹.)

پیامد گناه چیست؟ چگونه گناه برابر با مرگ است؟
نوشته شده است که «مزد گناه مرگ است» رومیان ۶: ۲۳.. برای برخی از ما که با کتاب مقدس بزرگ نشده‌ایم، این آیه گیج کننده و کمی خشن به نظر می رسد. اگر ما کارهای نیک انجام دهیم اما گناه نیز انجام دهیم، باز قراره بمیریم؟ آیا واقعا خدا انتظار دارد که ما هرگز مرتکب گناه نشویم؟ و تنها راه زنده ماندن گناه انجام ندادن است؟ چطور می تواند ممکن باشد، همه‌ی ما با گناه متولد می شویم!

اما عیسی مسیح مرگی را که قرار بود ما با آن متوجه شویم با آمدنش بر زمین و مرگش آن را متحمل شده است. مرگ او زندگی ابدی و نجات را برای ما فراهم ساخت. توسط پارسایی عیسی مسیح، کسی که الهی است و با خدا یکیست، بی گناه زندگی کرد و مرد و گناهان ما را بر دوش خود گرفت، برای ما فدیه شد تا ما از گناه، مرگ و جهنم رهایی یابیم. همانطور که در دیکشنری مریام وبستر تعریف شده است، «فدیه» (ransom) «هزینه‌ای است که برای آزادی شخصی یا چیزی از اسارت پرداخت یا طلب شده است.»

در اصل آن ، گناه عصیان علیه الله است. گناه ما را از خدا، خالق و منبع حیات جدا می سازد. حیات از خداست بنابراین با مرتکب شدن گناه از منبع حیات، خدا، جدا میشویم در نتیجه از حیات واقعی جدا می شویم. از این رو ما مرگ را تجربه می کنیم. به عنوان مثال زمانی که آدم و حوا در باغ عدن مرتکب گناه شدند، از لحاظ جسمی و معنوی از خدا جدا شدند. الن جی وایت سقوط (بشر) را اینگونه توصیف می کند: آدم و حوا از باغ عدن بیرون رانده شدند، و فرشته‌ای با شمشیر آتشین از درخت حیات محافظت کرد چراکه بی وفایی و نا اطاعتی لیاقت دسترسی به آن را ندارد بدینسان گناه و سرپیچی جاودانه شد. این نکته را به یاد داشته باشید. خداوند در آدم لغزش و نافرمانی را در ذات آدم قرار نداد بلکه وفاداری و راستی را در ذات آدم قرار داده بود طوری که با هر چه از دهان خدا خارج می شد زندگی می کرد. در واقع چشمان آدم و حوا باز شد، اما نسبت به چه چیزی؟ دیدشان بر شرم و خرابی خودشان باز شد، متوجه شدند که جامه‌ی نورانی آسمانی که برای محافظت از آنها وجود داشت دیگر به عنوان محافظ در اطراف آن ها نبود. چشمانشان باز شد تا ببینند که برهنگی ثمره‌ی عصیان است...تمام کسانی که به خودشان اجازه می دهند که به عنوان ابزاری برای شیطان مورد استفاده قرار بگیرند تا دیگران را به سوی نادیده گرفتن دستورات خدا سوق دهند، زیر لعنت خدا قرار خواهند گرفت. ایمنی ما در یک اعتقاد قلبی به "بگو خداوند چنین می‌فرماید" نهفته است. این اعلام حقیقت است. کسانی که مبنی بر هر انگیزه‌ای از حقیقت دور شده اند، هر چند که ممکن است مفروض دانش و علم، تجلیل و جسارتشان در مسیری که انتخابشان است عظیم باشد، رهبر دروغین را دنبال می کنند و آن رهبر آنها را به مسیر های نادرست می کشاند. الن وایت، مسیح پیروز، ص ۲۶. Ellen G. White, Christ Triumphant, Pg. 26.

علاوه بر این، این اراده‌ و برنامه الله نبود که بخواهد ما از او جدا شویم.

اراده‌ی خدا این نبود که زوج مقدس شریر و شرارت را بشناسد. او تمامی چیز های نیکو را به ایشان اعطا کرده و آنان را از شرارت منع کرده بود. اما آنان بر خلاف دستور او از میوه‌ی درخت ممنوعه خورده بودند و از آن به بعد به خوردن آن ادامه می دادند. آنان برای تمام ایام عمر خود، عارف نیک و بد گردیده بودند. از آن زمان به بعد نژاد آدم، از وسوسه های شیطان رنج می برد. در عوض کار خوشحال کننده‌ای که پیش از آن برایشان مقرر شده بود، نگرانی و زحمت، سرنوشت ایشان می شد. آنان در معرض ناامیدی، رنج، درد و نهایتا مرگ قرار داشتند. پاتریاخ ها انبیا، ۵۸-۵۹.

مهم است که معنی مرگی که آن را به عنوان نتیجه گناه می دانیم به چه چیزی اشاره دارد. گناه فورا منجر به مرگ جسمی نمی شود. بلکه اشاره به مرگی معنوی و روحانی که آدم و حوا بعد از نااطاعتی از الله تجربه کردند اشاره دارد. هنگامی که ما توسط عیسی مسیح نجات پیدا می کنیم، ما را از مرگ نهایی روحانی نجات داده و ما وارد حیات روحانی می شویم.

حتی با دانستن این فضیلت گناهان ما هنوز به نوعی به مرگ روحانی منجر خواهد شد. حتی اگر فدیه ما توسط عیسی مسیح پرداخت شده باشد و از رنج جدایی ابدی روحانی از خدا به دلیل گناه در امان هستیم، از عواقب طبیعی رابطه قطع شده با خدا معاف نیستیم. وقتی که گناه میکنیم، علائم مرگ معنوی را تجربه می کنیم. ممکن است احساس گناه، پوچی، گیجی و یا قطع رابطه با خدا را داشته باشیم. اگر چه انجام گناه رابطه ما را با خدا قطع نمی کند، اما گناه سدی بین ما و خدا قرار می دهد. از زناشویی به عنوان مثال استفاده کنیم. اگر همسر خیانت کند، یا عمدا نافرمانی کند رابطه بین زوجین تیره خواهد شد. هنوز یکدیگر را دوست دارند و نمی خواهند از همسر خود جدا شوند و احساس درد داشته باشند، با این حال روابط آنها با عواقبی روبرو خواهد بود: بی اعتمادی، آسیب دیدن، احساس گناه و خیلی چیزهای دیگر.در نهایت رابطه می تواند بهبود یابد، اما درد در اولویت خواهد بود.

این واقعه در مورد ما و خدا نیز صدق می کند.

گناه چیست؟
هنگامی که ما به ریشه و اصل گناه فکر می کنیم، بسیاری از ما باور داریم که گناه از باغ عدن ، با خوردن آدم و حوا از درختی که خداوند آنها را منع کرده بود، شروع شده است. اما مشکل گناه مدتها قبل از آدم و حوا وجود داشت. گناه در آسمان آغاز شد و از روی میل یک کروبی (لوسیفر؛ شیطان) برای تبدیل شدن به والاترین که الله است به وجود آمد. 

مطابق Dictionary.com، گناه عبارت است از: تجاوز به احکام الهی. احکام محبت بنیان حکومت الله بود. الله از تمام مخلوقاتش خدمت به محبت را طلب می کند و این محبت از شناخت شخصیت او ناشی می شود. الله کسی را مجبور نمی کند تا به او ایمان داشته باشند، او با مجبور کردن ما به اطاعت از او, خوشحال نخواهد بود، بلکه او آنقدر به ما احترام می گذارد که آزادی انتخاب در خدمت خالق را داده است. در آغاز اینگونه بود...تا زمانی که لوسیفر از این آزادی که الله به ما داده بود سوء استفاده کرد.

هرآنچه که می دانیم و می توانیم درک کنیم توسط الله خلق شده است. الله سیارات، آسمانها، زمین و هر آنچه که در آن است، فرشتگان، انسان‌ها، حیوانات… همه چیز را آفرید! تنها خداوند این قدرت را در اختیار دارد و تنها این دانش بنیادی، کافی است تا بگوییم که ما هرگز نمی توانیم مانند خدا باشیم.

عیسی چگونه شیطان را شکست داد؟
آن هفتاد تن با شادی بازگشتند و گفتند: «سرور ما، حتی دیوها هم به نام تو از ما اطاعت می‌کنند.» به ایشان فرمود:«شیطان را دیدم که همچون برق از آسمان فرو می‌افتاد.»” ((لوقا ۱۰: ۱۷-۱۸)

آنگاه صدایی بلند در آسمان شنیدم که می‌گفت: «اکنون نجات و قدرت و پادشاهی خدای ما، و اقتدار مسیح او فرا رسیده است. زیرا که آن مدّعیِ برادران ما که شبانه‌روز در پیشگاه خدای ما بر آنان اتهام می‌زند، به زیر افکنده شده است. آنان با خون بره و با کلام شهادت خود بر او پیروز شده‌اند. زیرا که جان خود را عزیز نشمردند، حتی تا به مرگ.» (مکاشفه ۱۲: ۱۰-۱۱)

این آیات در میان دیگران به ما اطمینان می دهند که شریر، شیطان شکست خورده است. اینکه او چگونه شکست خورده است، سوالی است که پیش می‌آید و جوابش چند بخش است و در پست های دیگر مورد بحث قرار خواهد گرفت. به طور خلاصه، شیطان تمام تلاش خود را برای جلوگیری از مرگ عیسی بر روی صلیب انجام داد اما موفق نشد. اگر که موفق می شد، هیچ یک از ما حتی فرصت اندکی برای رسیدن به بهشت و همچنین حضور خدا را نداشتیم. همه‌ی ما تا پایان دنیا مال شیطان بودیم و سپس با او نیز نابود می شدیم.

برای درک این مفهوم از ابتدا، ما در پست های بعدی خواهیم دید که گناه چیست، جدال بزرگ چیست و شیطان چگونه شکست خورده است.

شیطان شکست خورد
با این حال، من به شما راست می‌گویم که رفتنم به سود شماست. زیرا اگر نروم، آن مدافع نزد شما نخواهد آمد؛ امّا اگر بروم او را نزد شما می‌فرستم. چون او آید، جهان را مجاب خواهد کرد که به لحاظ گناه و عدالت و داوری، تقصیر کار است. به لحاظ گناه، زیرا به من ایمان نمی‌آورند. به لحاظ عدالت، زیرا نزد پدر می‌روم و دیگر مرا نخواهید دید. و به لحاظ داوری، زیرا رئیس این جهان محکوم شده است..”یوحنا ۱۶: ۷-۱۱ 

معجزات او

عیسی جذام را درمان می کند
جذام یکی از بدترین بیماری ها، در زمان عیسی مسیح حدود ۲۰۰۰ سال پیش بود. بیماری است که مدام بدتر می شود، بر پوست و سپس اعصاب را تحت تاثیر قرار می دهد و همچنین بر روی حواس و توانایی نیز تاثیر می گذارد. افراد مبتلا به جذام به دلیل بیماریشان از اجتماع بیرون رانده می شدند. آنها مجبور بودند که خانواده خود را ترک کنند و اجازه معاشرت با کسی را نداشتند. مردم نمی خواستند به جایی نزدیک جذامیان بروند زیرا دیدن آنها و بوی آنها قابل تحمل نبود.
اما بعد ها مردی آمد که آنها را به اندازه‌ی طلا گرانبها می دید، چیزی فراتر از ظاهر و بوی آنها می دید و برادری را دید که خواست به او کمک کند. عیسی دستش را دراز کرد و جذام را لمس کرد.

حال این تنها داستانی در مورد معجزه جذام نبود. یکبار عیسی ده جذام را همزمان شفا داد. در آخر تمام آنچه نیاز بود اندکی ایمان از آنان بود:

عیسی بر سر راه خود به اورشلیم، از حدّ سامِرِه و جلیل می‌گذشت. پس چون به دهی وارد می‌شد، ده جذامی به او برخوردند. آنها دور ایستاده با صدای بلند فریاد برآوردند: «ای عیسی، ای استاد، بر ما ترحم کن.»

ون عیسی آنها را دید، گفت:«بروید و خود را به کاهن بنمایید.»چ آنها به راه افتادند و در میانۀ راه از جذام پاک شدند. یکی از آنها چون دید شفا یافته است، در حالی که با صدای بلند خدا را ستایش می‌کرد،

بازگشت و خود را به پای عیسی افکند و او را سپاس گفت. آن جذامی سامِری بود.

عیسی فرمود:«مگر آن ده تن همه پاک نشدند؟ پس نُه تن دیگر کجایند؟ آیا به‌جز این غریبه، کسی دیگر بازنگشت تا خدا را سپاس گوید؟» سپس به او گفت: «برخیز و برو، ایمانت تو را شفا داده است.»(لوقا ۱۷: ۱۱-۱۹)

عیسی مردی را از مرگ برمیگرداند
سپس عیسی، باز در حالی که برآشفته بود، بر سر قبر آمد. قبر، غاری بود که بر دهانه‌اش سنگی نهاده بودند. فرمود: «سنگ را بردارید.» مارتا خواهرِ متوفی گفت: «سرورم، اکنون دیگر بوی ناخوش می‌دهد، زیرا چهار روز گذشته است.»

عیسی به او گفت: «مگر تو را نگفتم که اگر ایمان آوری، جلال خدا را خواهی دید؟»

پس سنگ را برداشتند. آنگاه عیسی به بالا نگریست و گفت: «پدر، تو را شکر می‌گویم که مرا شنیدی. من می‌دانستم که همیشه مرا می‌شنوی. امّا این را به‌خاطر کسانی گفتم که در اینجا حاضرند، تا ایمان آورند که تو مرا فرستاده‌ای.»

این را گفت و سپس به بانگ بلند ندا در‌داد: «ایلعازَر، بیرون بیا!» پس آن مرده، دست و پا در کفن بسته و دستمالی گِرد صورت پیچیده، بیرون آمد.

عیسی به ایشان گفت: «او را باز کنید و بگذارید برود.» (یوحنا ۱۱: ۳۸-۴۴)

معجزه در جشن عروسی
عیسی معجزات زیادی را زمانی که بر زمین بود انجام داد. ما با داشتن تعدادی از آنان در کتاب مقدس برکت می گیریم. معجزه در جشن عروسی توسط یوحنا در فصل دوم نوشته شده:

«روز سوّم، در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی نیز در آنجا حضور داشت. عیسی و شاگردانش نیز به عروسی دعوت شده بودند. چون شرابْ تمام شد، مادر عیسی به او گفت: «شراب ندارند!» عیسی به او گفت: «بانو، مرا با این امر چه کار است؟ ساعت من هنوز فرا نرسیده.» مادرش خدمتکاران را گفت: «هر چه به شما گوید، بکنید.» در آنجا شش خمرۀ سنگی بود که برای آداب تطهیر یهودیان به کار می‌رفت، و هر کدام گنجایش دو یا سه کیل داشت. عیسی خدمتکاران را گفت: «این خمره‌ها را از آب پر کنید.» پس آنها را لبالب پر کردند. سپس به ایشان گفت: «حال اندکی از آن برگیرید و نزد رئیس مجلس ببرید.» پس بردند. رئیس مجلس آب را که شراب شده بود چشید. او نمی‌دانست آن را از کجا آورده‌اند، هرچند خدمتکارانی که آب را کشیده بودند، می‌دانستند. پس رئیس مجلس داماد را فرا خواند و به او گفت: «همه نخست با شراب ناب پذیرایی می‌کنند و چون میهمانان مست شدند، شراب ارزانتر را می‌آورند؛ امّا تو شراب ناب را تا این دم نگاه داشته‌ای!» بدین‌سان عیسی نخستین آیت خود را در قانای جلیل به ظهور آورد و جلال خویش را آشکار ساخت و شاگردانش به او ایمان آوردند.» (یوحنا ۲: ۱-۱۱)

عیسی نابینا و مریض را شفا داد

«در راه که می‌رفت، کوری مادرزاد دید. شاگردانش از او پرسیدند: «استاد، گناه از کیست که این مرد کور به دنیا آمده است؟ از خودش یا از والدینش؟»عیسی پاسخ داد: «نه از خودش، و نه از والدینش؛ بلکه چنین شد تا کارهای خدا در او نمایان شود. تا روز است باید کارهای فرستندۀ مرا به انجام رسانیم؛ شب نزدیک می‌شود، که در آن کسی نمی‌تواند کار کند. تا زمانی که در جهان هستم، نور جهانم.»این را گفت و آبِ دهان بر زمین افکنده، گِل ساخت و آن را بر چشمان آن مرد مالید و او را گفت:«برو و در حوض سْیلوآم (که به معنی ’فرستاده‘ است) شستشوی کن.»پس رفت و شستشوی کرده، از آنجا بینا بازگشت. همسایگان و کسانی که پیشتر او را در حال گدایی دیده بودند، پرسیدند: «مگر این همان نیست که می‌نشست و گدایی می‌کرد؟» بعضی گفتند: «همان است.» دیگران گفتند: «شبیه اوست.» امّا او خود به تأکید می‌گفت: «من همانم.» پس، از او پرسیدند: «چگونه چشمانت باز شد؟» پاسخ داد: «مردی عیسی نام، گِلی ساخت و بر چشمانم مالید و گفت ”به حوض سْیلوآم برو و شستشوی کن.“ پس رفته، شستشوی کردم و بینا گشتم.» (یوحنا ۹: ۱-۱۱)

«آنگاه عیسی کنیسه را ترک گفت و به خانۀ شَمعون رفت. و امّا مادرزن شَمعون را تبی سخت عارض گشته بود. پس، از عیسی خواستند یاری‌اش کند. او نیز بر بالین وی خم شد و تب را نهیب زد، و تبش قطع شد. او بی‌درنگ برخاست و مشغول پذیرایی از آنها شد.» (لوقا ۴: ۳۸-۳۹)

While Jesus was in one of the towns, a man came along who was covered with leprosy. When he saw Jesus, he fell with his face to the ground and begged him, “Lord, if you are willing, you can make me clean.”

«روزی دیگر که عیسی در یکی از شهرها بود، مردی آمد که جذام تمام بدنش را فرا گرفته بود. چون عیسی را دید، روی بر خاک نهاد و التماس‌کنان گفت: «سرور من، اگر بخواهی می‌توانی پاکم سازی.» عیسی دست خود را دراز کرد و او را لمس نمود و گفت: «می‌خواهم؛ پاک شو!» در دم، جذامْ آن مرد را ترک گفت.

سپس به او امر فرمود: «به کسی چیزی مگوبلکه برو و خود را به کاهن بنما و برای تطهیر خود قربانیهایی را که موسی امر کرده است، تقدیم کن تا برای آنان گواهی باشد.».”

خبر کارهای او هر چه بیشتر پخش می‌شد، چندان که جماعتهای بسیار گرد ‌می‌آمدند تا سخنانش را بشنوند و از بیماریهای خود شفا یابند. » (لوقا ۵: ۱۲-۱۵)

ناگاه چند مرد از راه رسیدند که مفلوجی را بر تشکی حمل می‌کردند. ایشان کوشیدند او را به درون خانه ببرند و در برابر عیسی بگذارند. امّا چون به سبب ازدحام جمعیت راهی نیافتند، به بام خانه رفتند و از میان سفالها مفلوج را با تُشَکَش پایین فرستادند و وسط جمعیت، در برابر عیسی نهادند. چون عیسی ایمان ایشان را دید، گفت: «ای مرد، گناهانت آمرزیده شد!» امّا فَریسیان و علمای دین با خود اندیشیدند: «این کیست که کفر می‌گوید؟ چه کسی جز خدا می‌تواند گناهان را بیامرزد؟» عیسی دریافت چه می‌اندیشند و پرسید: «چرا در دل چنین می‌اندیشید؟ گفتن کدام‌یک آسانتر است: ”گناهانت آمرزیده شد“ یا اینکه ”برخیز و راه برو“؟ حال تا بدانید که پسر انسان بر زمین اقتدار آمرزش گناهان را دارد» - به مرد مفلوج گفت: «به تو می‌گویم، برخیز، تشک خود برگیر و به خانه برو!» در دم، آن مرد مقابل ایشان ایستاد و آنچه را بر آن خوابیده بود برداشت و خدا را حمد گویان به خانه رفت. همه از این رویداد در شگفت شده، خدا را تمجید کردند و در حالی که ترس وجودشان را فرا گرفته بود، می‌گفتند: «امروز چیزهای شگفت‌انگیز دیدیم.» (لوقا ۵: ۱۸-۲۶)

وجه مشترک همه این آیات این است: عیسی قدرت شفا دادن و بخشش گناهان را دارد. چه کسی بغیر از خدا این قدرت را دارد؟ تنها یک نفر وجود دارد، عیسی مسیح. از تصویر معجزات و زندگی بدون گناهش تا آخرین نفسش، بدیهی است که عیسی مسیح قدرتی فراتر از هر انسانی داشته است.

در قرآن نوشته شده است
هنگامى را كه خدا فرمود اى عيسى پسر مريم نعمت مرا بر خود و بر مادرت به ياد آور آنگاه كه تو را به روح ‏القدس تاييد كردم كه در گهواره و در ميانسالى با مردم سخن گفتى و آنگاه كه تو را كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم و آنگاه كه به اذن من از گل به شكل پرنده مى‏ ساختى پس در آن مى‏ دميدى و به اذن من پرنده‏ اى مى ‏شد و كور مادرزاد و پيس را به اذن من شفا مى‏ دادى و آنگاه كه مردگان را به اذن من بيرون مى ‏آوردى و آنگاه كه بنى‏ اسرائيل را هنگامي كه براى آنان حجتهاى آشكار آورده بودى از تو باز داشتم پس كسانى از آنان كه كافر شده بودند گفتند اين جز افسونى آشكار نيست (المائده ۵: ۱۱۰)

اینکه عیسی مسیح قادر به آفرینش حیات، نجات جان ها و بخشش گناهان بود به چه معناست؟

عیسی مردم را شفا داد
عیسی مسیح در قرآن و در کتاب مقدس به عنوان شفا دهنده بیمار و نابینا شناخته شده است. حتی مرده را نیز زنده کرد. در یکی از مثالهای شفا دادن جذام توسط عیسی، تنها شرط شفا یافتن جذام ایمان داشتن به این بود که عیسی می تواند او را شفا دهد. و تمام کاری که عیسی انجام داد جذام را لمس کرد و پاک شدنش را طلب کرد، و جذام پاک شد. متی ۸: ۱-۳

نمونه دیگر از شفای بیمار توسط عیسی، زمانی بود که مادر شوهر پطرس، شمعون را که از تب شدید رنج میبرد و تقریبا نیمه مرده بود، شفا داد. عیسی بالای سر او ایستاد و تب را نهیب زد. و تب او قطع شد. لوقا ۴: ۳۸-۳۹

عیسی بعد از غروب آفتاب سبت افراد بی شماری را با بیماری های مختلف شفا داد. او دستانش را به سوی همه‌ی آنان دراز کرد و بر دیو بعضی از آنها نهیب زد و دیو ها از آنان خارج شدند، حتی دیوها که از آنان بیرون می آمدند اعلام می کردند؛ « تو مسیح پسر خدا هستی!» لوقا ۴: ۴۰-۴۱

More Stories
نجات
فارسی